363.امیسی کوشولو
باز هم پروژه ی خودت بخواب ! داریم 😆
مکالمات پدر و دختر خیلی بانمکه در این شرایط
امیسی رو پای بابا !
نه دخترم بزرگ شدی باید خودت بخوابی !
امیسی کوشولوءه !
آره عزیزم تو همیشه کوچولوی مایی !
رو پای بابا !
نه باید خودت بخوابی !
چند ثانیه بعد ...
امیسی کوشولوءه رو پای بابا 😨😨😨
.....
به بابا میگم اینجا یه جاروی مشتی میخواد ! امیتیس از تو اتاق داد میزنه آمیسی بستنی میخواد 😆😆😆
.....
امروز رفتم برات دو تا لباس تو خونه ای e دار گرفتم ... عین اینایی که تا حالا براشون لباس نخریدن تمام مدت میگفتی بریم خونه میمون بپوشیم یا بریم پاندا بپوشیم ! در اخر هم نتونستی تصمیم بگیری و خودم پاندا تنت کردم 😆

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


363.امیسی کوشولو 
